| X Close | ||
اگر بخواهيم روح انقلاب را از اسلام بگيريم، آن احياي نقش متروك مردم است. هر وقت و هر جا زنجيرهاي استبداد را از دست و پاي مردم باز كردند، مردم خود راه را پيدا و جامعه را اصلاح كردهاند و پيش رفتهاند.
كلماتي در قرآن هست كه در فقه بالنده ميتوان از آنها چيزهاي زيادي گفت. مثلا لا اكراه في الدين يعني اجبار و اكراهي در دين وجود ندارد كه اين به حكومت، اقتصاد و ... نيز برميگردد. بدين مفهوم كه ماهيت اكراه را در دين نميتوان پيدا كرد و حال اگر مردم آنقدر آزاد باشند و مطمئن تصميم بگيرند خيلي چيزها حل ميشود. مردم آزادند و مال و محصولاتشان از آن خودشان است. ما اگر با اين موضوع به بحثهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي وارد شويم، به قاعدهي مهمي وارد شدهايم؛ در واقع خود مردم انتخاب ميكنند؛ چرا كه آزاد آفريده شدهاند؛ بنابراين مسالهي مهمي در انقلاب اسلامي وجود دارد و آن اين است كه به مردم برگرديم.
به تاريخ دنيا كه نگاه ميكنيم در قطعهاي از دوران، حكومتها متمركز و استبدادي بودهاند. پس از انقلاب كبير فرانسه وضعي كه در اروپا پيش آمد موجب شد كم كم نقش مردم احياء شود و كشورهايي كه به موازين دموكراتيك وارد شدهاند، امروز جزء كشورهاي پيشرفته هستند، اما هر جايي كه استبداد وجود داشته كشورها عقب ماندهاند؛ البته استثنائاتي هم وجود دارد، اما قاعدهي كلي اين است.
در توصيف قرآن، خوبان كساني هستند كه « و امرهم شورا بينهم» ميكنند؛ يعني از استبداد، تنگنظري و خودمحوري پرهيز ميكنند.
در دنياي جديد علم و دانش محور كار شد و از آن وقت ايران عقب افتاد، آن هم به خاطر آن كه گرفتار استبداد بود. در بخش ديگر دنيا يعني بخش سوسياليستي هم شخصيتهايي همچون ماركس، لنين و ديگراني ظهور و انقلابهاي بزرگي را بر اساس عدالت پايهريزي كردند، اما آنها نكته اصلي را فراموش و گمان كردند عدالت با تحميل و زور ايجاد ميشود كه اين امر ضررهاي فراواني را به آنان وارد كرد و دوستاني هم با همان شيوهي انحصاري و تمركزگرايي كه در واقع سلب ارادهي مردم بود خسارتهاي زيادي را وارد كردند و مجبور شدند عبور كنند.
در ايران ما، قرار انقلاب بازگشت به اسلام بود؛ بنابراين به مردم متكي شديم. تعداد كساني هم كه مجاهده و مبارزه نكردند، كم بود و با اين روحيهي مردمداري، كارهاي اول انقلاب را انجام داديم كه دفاع مقدس نمونهي خوب و بينظيري از آن است؛ چنان كه كشوري كه تنها و به تازگي انقلاب كرده در برابر ارتش بسيار نيرومند بعثي و سفاك ايستادگي ميكند و پيروزي چشمگيري به دست ميآورد.
با حضور مردم توانستيم حقمان را از سازمان ملل با قدرت بگيريم نه با چانهزني. در صدر اسلام نيز چنين بود. پيغمبر ارتش حرفهاي نداشت، بلكه اين مردم بودند كه حتي هزينهي جنگ را هم پرداخت ميكردند. ما نيز اگر در كشورداري همان اسلام را با تبيين علمي و امروز پياده كنيم بسياري از مشكلات حل خواهد شد.
ما در ابتداي انقلاب گام بزرگي برداشتيم و در ماههاي اول انقلاب قانون اساسي را نوشتيم، كساني هم كه اين قانون را تصويب كردند، همان علماي حوزه بودند، اين قانون اساسي يك قانون مترقي است كه در آن نقش مردم بسيار بزرگ ديده و به گونهاي تنظيم شده است كه اگر به طور كامل اجرا شود، ما دموكراتترين كشور دنيا محسوب ميشويم.
طبق قانون اساسي رهبري را مردم بايد در دو مرحله انتخاب كنند. همچنين دولت و مجلس را نيز مردم انتخاب ميكنند. دربارهي احزاب و نهادها نيز در قانون اساسي اصول بسيار مترقي وجود دارد. اگر روح آنها با الهام از اسلام باقي بماند مردم ما همواره ميتوانند در صحنه باشند و بسياري از مشكلات كشور كه گمان ميكنيم با دخالت دولتها ميتواند حل شود با دست مردم حل ميشود.
تامين امنيت، تصويب قانون، اساس قضاوت و فسخ منازعات وظيفهي حكومت است اما اينجا نيز مردم شريك هستند. دفاع از ملت و كشور جزء وظايف حاكميت است و بخش اساسي و زيربنايي آن در اختيار حكومت قرار دارد و قسمت عمدهي ميدان انحصارا در دست حكومت است، در عين حال تعامل ميان مردم و دولت و نظام ظرف خوبي است كه مسائل اساسي ميتواند از آن خارج شود.
مباني اسلامي ما كه به قانون اساسي تبديل شده به سياستهاي امروز ما برميگردد و براي پياده كردن آن بايد اقدام مناسبي صورت بگيرد. در اين صورت حركت نظام ما بر روي يك ريل قرار ميگيرد و ايرانيها ميتوانند نقش اساسي ايفا كنند.
نبايد تحميل عقيده به مردم شود. مردم ايران ثابت كردهاند كه اگر رهبري داشته باشند همواره حلال مشكلات خواهند بود. افكار عمومي در ايران هميشه كمتر اشتباه ميكند، همچنين در مسائل اقتصادي تنها سكانداري با دولت است، پس بگذاريم مردم خود انتخاب كنند؛ بنابراين روح كلي سياستهاي اداري كه مجمع تشخيص مصلحت نظام تعيين كرده و به تصويب مقام معظم رهبري رسيده و اعلام خواهد شد اين خواهد بود كه مردم را آزاد بگذاريم؛ چرا كه توقعات آنها كمتر از ماست.
اگر مردم ببينند همهي امور در دست آنهاست از دولت پاسخگويي نميخواهند و يا در مورد احزاب سياسي بگذاريم كه اگر بد عمل كردند مردم در انتخابات بعدي آنها را حذف كنند. آنها ضربهگير نظام هستند و عملكردشان مهم است. در اين صورت نظام ثابت ميماند. اگر اين حالت وجود داشته باشد ما از تحميلهاي خارجي مصون خواهيم ماند.
مثلا در شهر غزه كه شهر كوچكي به اندازه شهر ماست و اسرائيل آنجا را محاصره كرده اين قدرت مردم است كه اين بخش را حفظ كرده است.
به هر حال اين نظام اداري كه توسط مجمع تشخيص مصلحت نظام طرح و تصويب شد با اين هدف اجرايي ميشود كه با كمك شما در صحنهي عمل وارد شود و روح آن اين است كه استعدادها و عشق مردم به نظام، جامعه و مردمشان را تقويت كنيم و پيش ببريم؛ چرا كه اين كاري است كه قرآن از ما خواسته و ما تجربه داريم و موفق شدهايم در برابر فشارهاي خارجي كارهايمان را به انجام برسانيم.
انشاءالله با تجربهي خوبي كه مديران ما دارند و در اين 30 سال به نوعي دانشگاه كاربردي را گذراندهاند، بتوانند راهي را كه از منظر اسلام در پيش رو داريم به پيش ببرند، همچنين اجازه ندهيم خاميهايي كه از طريق نسلهاي بعدي ميتواند اتفاق بيفتد، رخ دهد؛ يعني از تجربيات اين مديران استفاده كنيم تا بتوانيم دستاوردهاي مهمي داشته باشيم.
فراز هایی بود از سخنرانی جدید ایت الله رفسنجانی