| X Close | ||
سلام امتحانام تمام شد
راحت شدم
دارم برمیگرم کرمانشاه
دیروز چهار باغ و سی سه پل درگیری و تجمع بود وقتی که من رسیدم فقط مردم داشتن فرار میکردن و فرصت نشد که از کسی بپرسم اصل قضیه چیه! فقط دیدم که سربازان نیروز انتظامی با باتوم های برقی به جون جماعت زیادی افتادن و به هرکی که میزنن همون جا خشک میشد تعداد زیادی رو هم بازداشت کردن
اینطور که فهمیدم تحریک مردم برای تجمع کار تلویزیون های فارسی زبان خارج از کشور بوده ولی از دلیلش تا اطلاع ثانوی که برم خونمون خبری در دسترس نیست
اگر بخواهيم روح انقلاب را از اسلام بگيريم، آن احياي نقش متروك مردم است. هر وقت و هر جا زنجيرهاي استبداد را از دست و پاي مردم باز كردند، مردم خود راه را پيدا و جامعه را اصلاح كردهاند و پيش رفتهاند.
كلماتي در قرآن هست كه در فقه بالنده ميتوان از آنها چيزهاي زيادي گفت. مثلا لا اكراه في الدين يعني اجبار و اكراهي در دين وجود ندارد كه اين به حكومت، اقتصاد و ... نيز برميگردد. بدين مفهوم كه ماهيت اكراه را در دين نميتوان پيدا كرد و حال اگر مردم آنقدر آزاد باشند و مطمئن تصميم بگيرند خيلي چيزها حل ميشود. مردم آزادند و مال و محصولاتشان از آن خودشان است. ما اگر با اين موضوع به بحثهاي سياسي، اجتماعي و اقتصادي وارد شويم، به قاعدهي مهمي وارد شدهايم؛ در واقع خود مردم انتخاب ميكنند؛ چرا كه آزاد آفريده شدهاند؛ بنابراين مسالهي مهمي در انقلاب اسلامي وجود دارد و آن اين است كه به مردم برگرديم.
به تاريخ دنيا كه نگاه ميكنيم در قطعهاي از دوران، حكومتها متمركز و استبدادي بودهاند. پس از انقلاب كبير فرانسه وضعي كه در اروپا پيش آمد موجب شد كم كم نقش مردم احياء شود و كشورهايي كه به موازين دموكراتيك وارد شدهاند، امروز جزء كشورهاي پيشرفته هستند، اما هر جايي كه استبداد وجود داشته كشورها عقب ماندهاند؛ البته استثنائاتي هم وجود دارد، اما قاعدهي كلي اين است.
در توصيف قرآن، خوبان كساني هستند كه « و امرهم شورا بينهم» ميكنند؛ يعني از استبداد، تنگنظري و خودمحوري پرهيز ميكنند.
در دنياي جديد علم و دانش محور كار شد و از آن وقت ايران عقب افتاد، آن هم به خاطر آن كه گرفتار استبداد بود. در بخش ديگر دنيا يعني بخش سوسياليستي هم شخصيتهايي همچون ماركس، لنين و ديگراني ظهور و انقلابهاي بزرگي را بر اساس عدالت پايهريزي كردند، اما آنها نكته اصلي را فراموش و گمان كردند عدالت با تحميل و زور ايجاد ميشود كه اين امر ضررهاي فراواني را به آنان وارد كرد و دوستاني هم با همان شيوهي انحصاري و تمركزگرايي كه در واقع سلب ارادهي مردم بود خسارتهاي زيادي را وارد كردند و مجبور شدند عبور كنند.
در ايران ما، قرار انقلاب بازگشت به اسلام بود؛ بنابراين به مردم متكي شديم. تعداد كساني هم كه مجاهده و مبارزه نكردند، كم بود و با اين روحيهي مردمداري، كارهاي اول انقلاب را انجام داديم كه دفاع مقدس نمونهي خوب و بينظيري از آن است؛ چنان كه كشوري كه تنها و به تازگي انقلاب كرده در برابر ارتش بسيار نيرومند بعثي و سفاك ايستادگي ميكند و پيروزي چشمگيري به دست ميآورد.
با حضور مردم توانستيم حقمان را از سازمان ملل با قدرت بگيريم نه با چانهزني. در صدر اسلام نيز چنين بود. پيغمبر ارتش حرفهاي نداشت، بلكه اين مردم بودند كه حتي هزينهي جنگ را هم پرداخت ميكردند. ما نيز اگر در كشورداري همان اسلام را با تبيين علمي و امروز پياده كنيم بسياري از مشكلات حل خواهد شد.
ما در ابتداي انقلاب گام بزرگي برداشتيم و در ماههاي اول انقلاب قانون اساسي را نوشتيم، كساني هم كه اين قانون را تصويب كردند، همان علماي حوزه بودند، اين قانون اساسي يك قانون مترقي است كه در آن نقش مردم بسيار بزرگ ديده و به گونهاي تنظيم شده است كه اگر به طور كامل اجرا شود، ما دموكراتترين كشور دنيا محسوب ميشويم.
طبق قانون اساسي رهبري را مردم بايد در دو مرحله انتخاب كنند. همچنين دولت و مجلس را نيز مردم انتخاب ميكنند. دربارهي احزاب و نهادها نيز در قانون اساسي اصول بسيار مترقي وجود دارد. اگر روح آنها با الهام از اسلام باقي بماند مردم ما همواره ميتوانند در صحنه باشند و بسياري از مشكلات كشور كه گمان ميكنيم با دخالت دولتها ميتواند حل شود با دست مردم حل ميشود.
تامين امنيت، تصويب قانون، اساس قضاوت و فسخ منازعات وظيفهي حكومت است اما اينجا نيز مردم شريك هستند. دفاع از ملت و كشور جزء وظايف حاكميت است و بخش اساسي و زيربنايي آن در اختيار حكومت قرار دارد و قسمت عمدهي ميدان انحصارا در دست حكومت است، در عين حال تعامل ميان مردم و دولت و نظام ظرف خوبي است كه مسائل اساسي ميتواند از آن خارج شود.
مباني اسلامي ما كه به قانون اساسي تبديل شده به سياستهاي امروز ما برميگردد و براي پياده كردن آن بايد اقدام مناسبي صورت بگيرد. در اين صورت حركت نظام ما بر روي يك ريل قرار ميگيرد و ايرانيها ميتوانند نقش اساسي ايفا كنند.
نبايد تحميل عقيده به مردم شود. مردم ايران ثابت كردهاند كه اگر رهبري داشته باشند همواره حلال مشكلات خواهند بود. افكار عمومي در ايران هميشه كمتر اشتباه ميكند، همچنين در مسائل اقتصادي تنها سكانداري با دولت است، پس بگذاريم مردم خود انتخاب كنند؛ بنابراين روح كلي سياستهاي اداري كه مجمع تشخيص مصلحت نظام تعيين كرده و به تصويب مقام معظم رهبري رسيده و اعلام خواهد شد اين خواهد بود كه مردم را آزاد بگذاريم؛ چرا كه توقعات آنها كمتر از ماست.
اگر مردم ببينند همهي امور در دست آنهاست از دولت پاسخگويي نميخواهند و يا در مورد احزاب سياسي بگذاريم كه اگر بد عمل كردند مردم در انتخابات بعدي آنها را حذف كنند. آنها ضربهگير نظام هستند و عملكردشان مهم است. در اين صورت نظام ثابت ميماند. اگر اين حالت وجود داشته باشد ما از تحميلهاي خارجي مصون خواهيم ماند.
مثلا در شهر غزه كه شهر كوچكي به اندازه شهر ماست و اسرائيل آنجا را محاصره كرده اين قدرت مردم است كه اين بخش را حفظ كرده است.
به هر حال اين نظام اداري كه توسط مجمع تشخيص مصلحت نظام طرح و تصويب شد با اين هدف اجرايي ميشود كه با كمك شما در صحنهي عمل وارد شود و روح آن اين است كه استعدادها و عشق مردم به نظام، جامعه و مردمشان را تقويت كنيم و پيش ببريم؛ چرا كه اين كاري است كه قرآن از ما خواسته و ما تجربه داريم و موفق شدهايم در برابر فشارهاي خارجي كارهايمان را به انجام برسانيم.
انشاءالله با تجربهي خوبي كه مديران ما دارند و در اين 30 سال به نوعي دانشگاه كاربردي را گذراندهاند، بتوانند راهي را كه از منظر اسلام در پيش رو داريم به پيش ببرند، همچنين اجازه ندهيم خاميهايي كه از طريق نسلهاي بعدي ميتواند اتفاق بيفتد، رخ دهد؛ يعني از تجربيات اين مديران استفاده كنيم تا بتوانيم دستاوردهاي مهمي داشته باشيم.
فراز هایی بود از سخنرانی جدید ایت الله رفسنجانی
بدون شرح!!
.
.

اگه مطالب قبلی منو مطالعه کرده باشین باید یادتون مونده باشه که در یکی از مطالبم نوشتم که باید فکر به حال دوستی دختر و پسر در جامع بخصوص دانشگاه کرد و مثل کبک سرمونو نکنیم تو برف و هی حرف های قدیمی رو تکرار کنیم
در همین مورد به یک استفتا برخوردم که جدید و نو بود و البته بسیار کاربردی ! امیدوارم ترویج این نظر از طرف من کار ناصوابی نباشه
هدف من همیشه ارائه یک پیشنهاد منطقی در این مورد بوده
که امیدوارم کار درستی انجام داده باشم

14خرداد مصادف است با سالروز ارتحال ایت الله خمینی بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی و مبتکر نظریه جمهوری اسلامی.
بدون شک امام عارفی بزرگ انسانی ازاده و مرجعی روشنفکر بود که الزامات زمان خود را به خوبی شناخت و به زبان زمانه با جامعه سخن گفت
کاریزمای شخصیت ایشان بی بدیل از کاریزماهای بزرگ قرن گذشته بود که متاسفانه بعد از رحلتشان به خاطر خفقانی که در جامعه حاکم بود هیچگاه فرصت نقد منصفانه عملکرد و تصمیمات و سخنانشان در طول دوران رهبری به اصحاب فکر داده نشد و تنها به تملق و تمجید هایی که از خصوصیت جوامع جهان سوم است کفایت گردید .
و با این خبط و به همین سادگی شخصیتی بزرگ همچون او برای ایندگان ناشناخته خواهد ماند و حتی برای نسل عصیانگر و ناراضی سوم انقلاب متاسفانه به چهره ای منفور تبدیل شد! چهره ای که مسببب اصلی همه ناملایمات تندی ها و کوته فکری ها روا رفته به انان شناخته میشد.
بدون شک اگر اجازه برسی نظرات و ارا ایشان را به افکار عمومی داده بودند و اشتباهات و خطایشان نیز مانند هر انسان غیر معصوم دیگری بدور از تعصب پذیرفته میشد امروز در سالگرد ارتحال این عالم گرانقدر و شخصیت بی بدیل قرن بیستم شاهد ارسال پیام های کوتاه شاد باش ارتحال نبودیم!
اری متولیان امروز انقلاب که پس از رحلت ایشان زمام امور را در دست گرفتنن اخواسته شاید بیشترین جفا را به او روا داشتند
و هر سال در سالروز رحلتش با صرفه هزینه هنگفت و ریخت پاش های جداگانه هر ارگان و سازمان تنها به انجام یک شو تکراری بسنده کردند
و از او هم به مشابه جنگ بتی ساختند که هیچ کس را یارای نزدیک شدن به او نبود
و اینگونه بود که امام.
امامی که میتوانست برای همیشه برایمان زنده باشد و امام بماند
برای همیشه مرد...!

چند روزی خط موبایل ثابتم به خاطر بدهی قعطیده شده بود!! و مجبور شدم خط ایرانسلمو بندازم رو گوشی !
راستشو بخواین اصلا فکر نمیکردم اینقدر این خطم شلوغ باشه
از همه دوستایی که با اس ام اس هاشون منو شرمنده کردن متشکرم اگه احیانا نتونستم به اس هاشون جواب بدم معذرات میخوام
از اون درسته از دوستایی هم که با زدن میس کال صدای گوشی منو برای لحضاتی در میاوردن هم ممنونم !!
حیف که اهل مردم ازاری نیستم وگرنه یه حال اساسی به همشون میدادم
راستی امروز اخرین روز دانشگاه بود و این ترم هم امروزبه پایان رسید و من چهار ماه دیگه پیر شدم!!
دومین دامین وبلاگم هم ف ی ل ت ر شده و من موندم و تنها دامین باقی موندم
http://wwwpersiablog.ir
برای دسترسی بدون ف ی ل ت ر میتونید ازش استفاده کنید
ای کاش دلیل این کار شرکت مخابرات رو میفهمیدم. واقعا هیچ دلیلی برای این گونه برخورد با وبلاگم که که در نوشتن تمام سیصد و خورده ای مطلبم سعی کردم خطوط قرمز رو رعایت کنم نمی بینم!
این دیگه از بی ظرفیتی و کم تحملی مسولین فرهنگی ماست که تاب تحمل نوشته های ساده و گاه و بیگاه امثال من رو هم ندارن،و اینطوری میشه که امار مطالعه و رشد سواد مردم به سه دقیقه در سال میرسه ...
متولیان سانسور و اصحاب قیچی باید در مقابل اینگونه اعمالشون به افکار عمومی جواب گو باشن
دیروز با بچه ها رفتم بیرون
البته به نیت خرید یه عینک افتابی با قیمت دانشجویی!
که دیدم این بازارم از مرحمت های دولت مهروز و عدالت رسان محروم نمونده و قیمتها اصلا حال و روز خوشی رو با جیب دانشجو ندارن!.
منم مجبور شدم سر کیسه رو بیشتر از حد شل کنم ! اینقدر که اوازه خرید عینکم توی تموم خونه دانشجویی های بچه های کرمانشاه پیچیده
فردا یه عکس باهاش میگیرم میزارم تو وبلاگ ، خداییش اگه بهم نمیاد راستشو بگین
"هنگامه" خواننده تازه مشهور شده ایرانی ٬ آهنگ معروف "خلیج فارس" را در شبی که "ابراهیم حامدی (ابی)" هم بعد از او باید به اجرای برنامه می پرداخت ٬ اجرا کرد. وقتی او اسم خلیج فارس را آورد ٬ همه سالن به وجد آمدند. ابی بعد از اجرای او و البته "شادمهر عقیلی" به روی صحنه آمد و مردم بارها از او خواستند که آهنگ خلیج فارس را بخواند ولی او این آهنگ را اجرا نکرد. از طرفی دیگر به احتمال زیاد ٬ هنگامه هیچ وقت نخواهد توانست که دوباره در دوبی به اجرای برنامه بپردازد و البته تا مدت ها نمیتواند به دوبی سفر کند!

خبرمرگشو یکی از بچه ها وقتی برام اس ام اس کرد که از چهار باغ به سمت سی و سه پل در حال حرکت بودم خیلی ساده برام نوشته بود بی نظیر بوتو هم کشته شد! اینکه چرا بعد از خوندنش بغض گلومو تا مدتی فشار میداد برام کمی نامفهومه !شاید چون او هم برای ازادی مرد!!
و دومی رحلت ایت الله توسلی بود روحانی اصلاح طلب و وفادار به اندیشه دمکراتیک و مترقی حضرت امام!
در وصف او کافیست به تصاویر گریه حاج حسن خمینی نوه حضرت امام که چند شب پیش از تلویزیون پخش شد نگاهی دوباره بیندازید!..
نحوه مرگ ایندو خیلی به هم بی ربط نیست!
خدایشان بیامرزد
خدایشان بیامرزد
دون
شاید در تاریخ چند هزار ساله ی این خاک ، درختان روزگاری به این غریبی را به یاد نداشته باشند.
اینجا ایران است...
قلب ملتهب زمین!
وعید تکرار نامفهومیست از یک واژه ، که برای بسیاری از ایرانیان بهانه ای مناسب برای فراموشی اوار مشکلات و نا سپیدی ها نیست !
ولی نوروز نوروز است و نوروز میماند
چه بخواهیم یا نخواهیم!
چه بخواهند یا نخواهند!
سال نو مبارک...


دکتر برای نمایش به دوربین های فیلبرداری پسر بچه یکی دو ساله ای رو که پاشو توی سینش جمع کرده و دستشو مظلومانه کنار سرش گذاشته و پشت به دوربین روی تخت بیمارستان دارز کشیده رو به سمت دوربینها بر میگرونه بچه که معلومه مدت زیادی از بند اومدن گریش نمیگزره با ضجه ای که تا فرق استخوانم فرو میره به دوربین نگاهی ارام و با طمعنینه میکنه
معصومیت قیافه ی زیبای پسر بیشتر ادمو تحت تاثیر قرار میده قیافه ای که اابته گاز های خردل یادگاری تابلو های از وسعت وجدان و انسانیت عده ای به روش حکاکی کردن سوختگی پشت ،بچه رو امون نمیده و با گریه به حالت سابقش بر میگرده تمام پشت و سینه و صورت بچه به خاطر مجاورت با گازهای شیمیایی سوخته!
بغض سنگینی گلومو میگیره !
اشک توی چشمام جمع میشه ولی نمیزارم دیگران بفهمن!
دارم خفه میشم ...
پسر بچه تک و تنها ! ، بی کس بی کس ...
سرشو روبه تخت بر میگردونه و دست و پاشو توی سینش جمع میکنه!
با اینکه سنش کمه ولی مطمعنم داره به خیلی چیزا فکر میکنه
شاید به اینکه
چرا این اتفاق براش افتاده مگه اون چه کار بدی کرده!
مامان که یه لحظه ازمن قافل نبود چی به سرش اومده ؟ چرا نمیاد...
پدرم میگه با این کارهای انسان ها خدا چطوری باید بهشون رحم کنه؟!!
و این جمله منو باز یاد صحنه ای میندازه که بچه دوباره برگشت رو به تخت ...حالتی که شاید درد کمتری تحمل میکرد ...
امروز سالگرد بمباران حلبچه بود
یکی دیگه از روز های تاریخ پر از ماتم و غم کردستان!


امشب نمیدونم چه خبر شده هی فرت فرت اس ام اس ناشناس برام میاد همه جور شماره ای هم توشه ایرانسل قدیمو جدید موبایل کرمانشاه تهران اصفهان کردستان تهران و شمال!!!
اخه شمال دیگه چرا من که تو عمرم با یه شمالی از شعاع نزدیکتر از یه کیلومتر برخوردی نداشتم!
از قضا کلی هم مهمون داشتیم و دخترای فامیلم مرده ی اینن که یه اماری از من بگیرن
امشب یه فیلم مستند از شبکه نوروز که یک شبکه کرد زبانه دیدم که خواب رو از سرم پرونده
صحنه هایی دلخراش از جنایات صدام بر علیه کرد ها این قوم نگون بخت ومظلوم تاریخ مطمعنا فیلم دلنشینی از اب در نمیاد
فقط یک صحنه از فیلمو براتون تعریف میکنم وبیبشتر از این روی اعصاب خودم راه نمیرم
سرباز های عراقی که از کوچکترین احساسات انسانی از تهی سرشار بودند پس از حمله به یک روستای بی دفاع کرد نشین مردم رو البته با ارامش به سمت مخزن هایی شبیه مخزن اب که پشت کامیون ها سوار میشن هدایت میکردند البته زنان و دختران زیبا رو از بقیه جدا میکردند و سمت دیگه ای میبردند
بعد از اینکه به تانکر ها رسیدن به مردم دستور دادن که وارد تانکر های اب بشن و برای این کار خودشون به اونا کمک میکردند و دستاشونو میگرفتن وبالا میاوردن و از دریچه تنگ تانکر به داخل هدایت میکردند
قیافه پسر بچه ای که با خنده دست سرباز عراقی رو میگرفت و بالا میرفت از جلوی چشمام یه لحظه محو نمیشه
و لحضاتی بعد تصویری رو میبینی که تانکر های اب رو درون گودال های قرار دادن و لودر ها دارن روی اون خاک میریزن
صدای فریاد های جگر خراش عده ای انسان بی گناه که که با تمام وجود دارن به بدنه تانکر ضربه میزنن موسیقی انتهای فیلمه...
امروز سالگرد بمباران شیمیای حلبچه بود.
بسه دیگه...
سلام یه مدت بود که افتابلاگ خراب شده بود و بالا نمیومد اعصابمو داقون کرده بود و باعث شد که یه وبلاگ توی بلاگفا به همین اسم بزنم گفتم ادرسشو براتون بزارم شاید علاقه داشتین رفتین خوندینش
البته اگه این ومبلاگ مشکلی نداشته باشه خونه اولم همینجاس